صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

224

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

( 1 ) بناى جامعهء جديد در پيش گفتيم كه رسيدن پيامبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - به مدينه و به ميان طايفهء بنى نجار ، روز جمعه ، دوازدهم ربيع الاول سال يكم ه . ق . برابر بيست و هفتم سپتامبر 622 م . به وقوع پيوست و در زمينى كه جلوى در خانهء ابو ايوب بود ، پياده شد و گفت : - ان شاء اللّه - اينجا محل سكونت مىشود و سپس به خانهء ابو ايوب رفت . ( 2 ) بناى مسجد النبى اولين اقدام پيامبر پس از ورود به مدينه ، ساختن مسجد [ سادهء ] نبوى بود . در آن مكانى كه شتر سينه بر زمين زد ، مسجد را بنا نهاد . زمين از آن دو نوجوان يتيم بود كه خريد . پيامبر شخصا در بناى مسجد كار مىكرد و سنگ و آجر مىآورد و مىگفت : « بار الها ، هيچ زندگانى غير از زندگانى آخرت [ بهتر ] نيست . خدايا ! انصار و مهاجر را بيامرز . » و : « اين بنا و ساختمان چون بناى خيبر نيست پروردگارا ! اين بناى بسيار نيكو و پاكيزه‌اى است . » اين سخن پيامبر ، يارانش را به وجد آورد و يكى از آنان چنين گفت : « اگر ما بنشينيم و پيامبر كار كند ، قطعا كار ما گمراهى و تباهى است . » زمين مسجد خرابه‌اى بود كه درخت خرما و درخت غرقد : ( گياه ديوخار ) ، در آن روييده بود . پيامبر دستور داد خرابه را هموار كردند و درخت خرما و غرقد را بريدند . و از طرف قبلهء مسجد « صفّه‌اى » : ( ايوان ، سايبان ) [ براى بينوايانى كه مسكن نداشتند ، فراهم آوردند و به آنان اختصاص داده شد . ] قبله به سوى بيت المقدس بود كه دو طرفش را از سنگ درست كردند و ديوارهاى مسجد را نيز از آجر و گل ساختند . سقفش را از شاخهء نخل پوشيدند و ستون‌هايش